درسنامه آموزشی عربی، زبان قرآن (3) کلاس دوازدهم هنرستان
درس 3: عَجائِبُ الْمَخلوقاتِ
عَجائِبُ الْمَخْلوقاتِ
تفََکَّروا فِی الْخَلْقِ، وَ لا تَفَکَّروا فِی الْخالِقِ. رَسولُ اللهِ (ص)
شگفتیهای آفریدگان: دربارهٔ مخلوقات (آفریدههای خدا) بیندیشید و دربارهٔ ذاتِ خالق نیندیشید.
اَلطّائِرُ الطَّنّانُ
أَصغَرُ طائِرٍ طولُهُ خَمسَةُ سَنتیمِتراتٍ، یَطیرُ إلَی الْأَعلیٰ وَ الْأَسفَلِ، وَ إلَی الْیَمینِ وَ الْیَسارِ، وَ إلَی الْأَمامِ وَ الْخَلْفِ. إنَّهُ یُحَرَّکُ جَناحَهُ ثَمانینَ مَرَّةً تَقریباً فِی الثّانیَةِ الْواحِدَةِ.
مرغ مگسخوار: کوچکترین پرنده، طولش حدود پنج سانتیمتر است. او به سمت بالا و پایین، راست و چپ، و جلو و عقب پرواز میکند. او بالهایش را در هر یک ثانیه، تقریباً هشتاد بار حرکت میدهد.

اَلتِّمساحُ
بَعْدَ تَناوُلِ طَعامِهِ یَفْتَحُ فَمَهُ، فَیَدْخُلُ فیهِ طائِرٌ بِاسْمِ الزَّقزاقِ، وَ یَأْکُلُ بَقایَا الطَّعام.
تمساح: بعد از خوردن غذایش دهانش را باز میکند؛ پرندهای به نام «زقزاق» داخل دهان او میرود و باقیماندههای غذا را میخورد.

اَلسَّمَکُ الطّائِرُ
یَقْفِزُ بِحَرَکَةٍ مِنْ ذَنَبِهِ الْقَویِّ، وَ یَطیرُ فَوقَ سَطحِ الْماءِ لِلْفِرارِ مِن عَدوَّهِ خَمساً وَ أَربَعینَ ثانیةً.
ماهیِ پرنده: این ماهی با حرکت دمِ نیرومندش میجهد و برای فرار از دشمنش، حدود چهل و پنج ثانیه روی سطح آب پرواز میکند.

نَقّارُ الْخَشَبِ
طائِرٌ یَنْقُرُ جِذْعَ الشَّجَرَةِ عَشْرَ مَرّاتٍ فِی الثّانیَةِ عَلَی الْأَقَلَّ.
دارکوب: پرندهای است که دستکم ده بار در هر ثانیه، تنهٔ درخت را نوک میزند.

اَلسِّنجابُ الطّائِرُ
لَهُ غِشاءٌ کَالْمِظَلَّةِ یَفتَحُهُ حینَ یَقْفِزُ مِن شَجَرَةٍ إلیٰ شَجَرَةٍ أُخْریٰ.
سنجابِ پرنده: پردهای (پوستی) مانند چتر دارد که وقتی از درختی به درخت دیگر میپرد، آن را باز میکند.

حَیَّةُ الصَّحراءِ
عِندَ شِدَّةِ الْحَرارَةِ، تَضَعُ ذَنَبَها فِی الرَّملِ، ثُمَّ تَقِفُ کَالْعَصا. فَعِندَما یَقِفُ طائِرٌ عَلَی الْعَصا، تَصیدُهُ.
مارِ صحرا: وقتی گرما بسیار شدید میشود، مارِ صحرا دمِ خود را در ماسه فرو میبرد، سپس مثلِ یک چوبدستی راست میایستد. وقتی پرندهای روی آن «چوب» بایستد، مار او را شکار میکند.

اَلْمُعْجَم
| أَسفَل: پایین، پایینتر «≠ أَعلیٰ» | زَقزاق: مرغِ باران |
| تَصیدُ: صید میکند «ماضی: صادَ» | طَنّان: مرغِ مگس |
| تَفَکَّروا: فکر کنید | غِشاء: پوشش |
| جَناح: بال | فَم: دهان |
| ذَنَب: دُم | مِظَلَّة: چتر |
| رَمْل: ماسه | یَطیرُ: پرواز میکند «ماضی: طارَ» |
أَجِبْ عَنِ الْأَسئِلَةِ التّالیَّةِ حَسَبَ نَصِّ الدَّرسِ. (صفحه 28 کتاب درسی)
1- بِمَ یَقْفِزُ السِّنجابُ الطّائِرُ مِن شَجَرَةٍ إلیٰ شَجَرَةٍ أُخْریٰ؟
یَقْفِزُ بِغِشاءٍ کَالْمِظَلَّةِ.
سنجاب پرنده با چه چیزی از درختی به درخت دیگر میپرد؟
با پردهای شبیه چتر میپرد.
2- کَمْ مَرَّةً یَنْقُرُ نَقّارُ الْخَشَبِ جِذْعَ الشَّجَرَةِ فِی الثّانیَةِ؟
یَنْقُرُهُ عَشْرَ مَرّاتٍ فِی الثّانِیَةِ عَلَی الأَقَلِّ.
دارکوب در هر ثانیه چند بار تنهٔ درخت را نوک میزند؟
دستکم ده بار در هر ثانیه نوک میزند.
3- أَینَ تَضَعُ حَیَّةُ الصَّحراءِ ذَنَبَها عِندَ شِدَّةِ الْحَرارَةِ؟
تَضَعُ ذَنَبَها فِی الرَّمْلِ.
مارِ صحرا هنگام شدت گرما دم خود را کجا میگذارد؟
دمش را در ماسه (شنِ صحرا) میگذارد.
4- کَیفَ یَطیرُ السَّمَکُ الطّائِرُ فَوقَ سَطحِ الْماءِ؟
یَقْفِزُ بِحَرَکَةٍ مِن ذَنَبِهِ الْقَوِیِّ، ثُمَّ یَطیرُ فَوقَ سَطحِ الْماءِ نَحْوَ خَمسٍ وَ أَربَعینَ ثانِیَةً.
ماهیِ پرنده چگونه روی سطح آب پرواز میکند؟
با حرکتِ دمِ نیرومندش میجهد و سپس حدود 45 ثانیه روی سطح آب پرواز میکند.
5- مَا اسْمُ الطّائِرِ الَّذی یَدخُلُ فَمَ التِّمساحِ؟
اِسمُهُ الطّائِرُ الزَّقْزاقُ.
نام پرندهای که داخل دهانِ تمساح میرود چیست؟
نامش پرندهٔ «زقزاق» است.
6- ما هوَ أَصغَرُ طائِرٍ فِی الْعالَمِ؟
أَصغَرُ طائِرٍ فِی الْعالَمِ هُوَ الطّائِرُ الطَّنّانُ.
کوچکترین پرندهٔ جهان کدام است؟
کوچکترین پرندهٔ جهان، پرندهٔ «مگسمرغ / مرغ مگسخوار» است.
حِوارٌ (مَعَ الطَّبیبِ)
گفتوگو با دکتر
الطَّبیبُ: ما بِکَ؟
چه مشکلی داری؟ / چه شده؟
المَریضُ: أَشْعُرُ بِأَلَمٍ فی صَدری، وَ عِنْدی صُداعٌ.
در قفسهٔ سینهام درد احساس میکنم و سردرد دارم.
- أَ ضَغْطُ الدَّمِ عِندَکَ أَمْ مَرَضُ السُّکَّرِ؟
آیا فشار خون داری یا بیماری قند (دیابت)؟
- ما عِنْدی ضَغْطُ الدَّمِ وَ لا مَرَضُ السُّکَّرِ.
نه فشار خون دارم و نه بیماری قند.
بَعْدَ الْفَحْصِ
بعد از معاینه
- أَنتَ مُصابٌ بِزُکامٍ، وَ عِندَکَ حُمّیٰ. أَکْتُبُ لَکَ وَصْفَةً.
تو دچار سرماخوردگی هستی و تب داری. یک نسخه برایت مینویسم.
- شُکْراً یا حَضرَةَ الطَّبیبِ.
متشکرم جناب دکتر.

اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ (1) (صفحه 31 کتاب درسی)
تَرجِمِ الْآیةَ وَ الْعِبارَةَ، ثُمَّ عَیِّنِ اسْمَ الْمَکانِ وَ اسْمَ التَّفضیلِ.
1- ﴿... وَ جادِلْهُم بِالَّتی هَی أَحسَنُ إنَّ رَبَّکَ هوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ ...﴾ اَلنَّحْل: 125
با آنان با روشی که نیکوتر است گفتوگو کن؛ همانا پروردگار تو داناتر است به کسی که از راه او گمراه شده است.
اسمُ المکان: سَبیل
اسمُ التفضیل: أَحسَن / أَعلَم
2- کانَتْ مَکتَبَةُ جُندی سابور فی خوزستان أَکبَرَ مَکتَبَةٍ فِی الْعالَمِ الْقَدیمِ.
کتابخانهٔ جندیسابور در خوزستان بزرگترین کتابخانهٔ جهانِ قدیم بود.
اسمُ المکان: مَکتَبَة
اسمُ التفضیل: أَکبَر

اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ (2) (صفحه 31 کتاب درسی)
عَیِّنِ اسْمَ الْمَکانِ فی کُلِّ مَجموعَةٍ.
1- مَطابِخ - مَطبوخ - طَبّاخ - طَبْخ
آشپزخانهها / پختهشده / آشپز / پختوپز
اسمُ المکان: مَطابِخ
2- حاکِم - مَحکَمَة - مَحکوم - مُحاکَمَة
قاضی / دادگاه / محکوم / محاکمه
اسمُ المکان: مَحکَمَة
3- جُلوس - مُجالَسَة - مَجلِس - جَلْسَة
نشستن / همنشینی / جای نشستن / جلسه
اسمُ المکان: مَجلِس
4- مَعبود - عابِد - عِبادَة - مَعبَد
عبادت شده / عبادتکننده / عبادت / معبد
اسمُ المکان: مَعبَد
5- مُخرِج - إخراج - خُروج - مَخرَج
خارج کننده / خارج کردن / خروج / خروجی (محل خروج)
اسمُ المکان: مَخرَج
اَلتَّمارین
اَلتَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحه 32 کتاب درسی)
تَرْجِمِ الْعِباراتِ التّالیَةَ، ثُمَّ عَیِّنِ الْمَطلوبَ مِنکَ.
1- تَسْقُطُ أَسنانُ سَمَکِ الْقِرْشِ دائِماً وَ تَنْمو أَسنانٌ جَدیدَةٌ مَکانَها. وَ فی بَعضِ أَنواعِهِ تَنْمو آلافُ الْأَسنانِ فی سَنَةٍ واحِدَةٍ.
دندانهای کوسه همیشه میافتند و دندانهای جدید جای آنها رشد میکنند. و در برخی انواعِ آن، در یک سال هزاران دندان رشد میکند.

اَلْمَطلوب:
مفرد «أَسنان»: سِنّ
مفرد «آلاف»: أَلْف
مفرد «سَنَة»: عام
2- اَلْحوتُ الْأَزرَقُ أَکبَرُ الْکائِناتِ الْحَیَّةِ فِی الْعالَمِ. یَبلُغُ طولُهُ ثَلاثینَ مِتراً وَ وَزنُهُ مِئَةً وَ سَبعینَ طُنّاً تَقریباً.
نهنگ آبی بزرگترین موجود زندهٔ جهان است. طولش به سی متر و وزنش تقریباً به صد و هفتاد تن میرسد.

اَلْمَطلوب:
اسم تفضیل: أَکبَر
اسم مفرد مؤنّث: کائِنَة / الحیه
فعل مضارع: یَبلُغ
3- اَلتَّمْساحُ لا یَبْکی عِندَ أَکْلِ فَریسَتِهِ، بَلْ عِندَما یَأْکُلُ فَریسَةً أَکبَرَ مِنْ فَمِهِ، تُفْرِزُ عُیونُهُ سائِلاً کَأَنَّهُ دُموعٌ.
تمساح هنگام خوردن شکارش اشک نمیریزد؛ بلکه وقتی شکاری بزرگتر از دهانش را میخورد، چشمهایش مایعی ترشح میکنند که مانند اشک به نظر میرسد.

اَلْمَطلوب:
مترادف «أَکْل»: تَناوُل
اسم جمع مکسّر: عُیون / دموع
مفرد «دَمْع»: دَمْع
4- لَهَجاتُ نَوعٍ واحِدٍ مِنَ الطُّیورِ تَختَلِفُ مِنْ مِنطَقَةٍ إلیٰ مِنطَقَةٍ أُخْریٰ.
لهجههای یک نوع پرنده از منطقهای به منطقهٔ دیگر تفاوت دارند.

اَلْمَطلوب:
جمع مکسّر: الطیور
جمع مؤنّث سالم: لَهَجاتُ
جمع «مِنطَقَة»: مَناطِق
5- اَلْخُفّاش هوَ الْحَیَوانُ اللَّبونُ الْوَحیدُ الَّذی یَقدِرُ عَلَی الطَّیَرانِ.
خفاش تنها پستانداری است که قادر به پرواز است.

اَلْمَطلوب:
فعل مضارع: یَقدِرُ
جمع «حَیَوان»: حَیَوانات
ضمیر منفصل: هُوَ
اَلتَّمرینُ الثّانی (صفحه 34 کتاب درسی)
عَیَّنِ الْبَیتَ الْفارِسیَّ الَّذی یَرتَبِطُ بِالْحَدیثِ فِی الْمَعنیٰ.
1- اَلْمؤمِنُ، قَلیلُ الْکَلامِ کَثیرُ الْعَمَلِ. اَلْإمامُ الْکاظِمُ (ع)
انسان باایمان کم سخن میگوید و بسیار عمل میکند.
بیت مناسب: الف
2- اَلْعالِمُ بِلا عَمَلٍ، کَالشَّجَرَ بِلا ثَمَرٍ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
دانشمندِ بیعمل مانند درخت بیمیوه است.
بیت مناسب: ب
3- أَمَرَنی رَبّی بِمُداراةِ النّاسِ، کَما أَمَرَنی بِأَداءِ الْفَرائِضِ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
پروردگارم مرا به مدارا با مردم فرمان داده است، همانگونه که به انجام واجبات فرمان داده است.
بیت مناسب: ه
4- عَداوَةُ الْعاقِلِ، خَیْرٌ مِنْ صَداقَةِ الْجاهِلِ اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
دشمنیِ انسان عاقل بهتر از دوستیِ انسان نادان است.
بیت مناسب: و
5- اَلدَّهرُ یَومانِ؛ یَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیْکَ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
روزگار دو روز است؛ روزی به سود تو و روزی به زیان تو.
بیت مناسب: د
6- خَیْرُ الْأُمورِ، أَوسَطُها. رَسولُ اللهِ (ص)
بهترین کارها، میانهروی است.
بیت مناسب: ج
الف) کم گوی و گزیده گوی چون دُر
تا ز اندک تو جهان شود پُر
(نظامی گنجوی)
ب) علم کَز اعمال نشانیش نیست
کالبدی دارد و جانیش نیست
(امیر خسرو دهلوی)
ج) اندازه نگه دار که اندازه نکوست
هم لایق دشمن است و هم لایق دوست
(سعدی شیرازی)
د) روزگارست آن که گه عزّت دهد گه خوار دارد
چرخ بازیگر ازین بازیچهها بسیار دارد
(قائم مقام فراهانی)
ه) آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروّت با دشمنان مدارا
(حافظ شیرازی)
و) دشمن دانا که غم جان بود
بهتر از آن دوست که نادان بود
(نظامی گنجوی)++
اَلْبَحْثُ الْعِلْمیُّ (صفحه 35 کتاب درسی)
اِبحَثْ عَنْ خَمسِ آیاتٍ وَ أَحادیثَ حَوْلَ خَلْقِ اللّٰهِ.
1- آیه 117 سوره بقره: بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذَا قَضَیٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ
او آفریننده آسمانها و زمین است و چون اراده آفریدن چیزی کند، به محض آنکه گوید: موجود باش، موجود خواهد شد.
2- آیه 30 سوره انبیاء:
أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ
آیا کسانی که کافر شدهاند، ندیدهاند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، پس ما آنها را از هم جدا ساختیم و از آب هر چیز زندهای را پدید آوردیم؟ آیا باز هم ایمان نمیآورند؟
3- حدیث قدسی:
انا اول، و انا آخر، و انا الظاهر، و انا الباطن، و انا علی کل شیء قدیر.
من اول هستم و من آخر هستم، و من ظاهر هستم و من باطن هستم، و من بر هر چیزی توانا هستم.
4- امام علی (ع):
و الّذی خَلقَ السّماءَ مِن دُخَانٍ و ماءٍ.
سوگند به آن که آسمان را از نوعی دود و آب آفرید.
5- امام علی (ع):
خَلقَ الخَلْقَ علی غَیرِ تَمْثیلٍ و لا مَشُورَةِ مُشیرٍ ، و لا مَعُونَةِ مُعینٍ ، فتَمَّ خَلْقُهُ بأمْرِهِ ، و أذْعَنَ لطاعَتِهِ فأجابَ.
خداوند موجودات را بدون در دست داشتن هیچ نمونه ای و بدون مشورت با هیچ مشاوری و بدون کمک گرفتن از هیچ یاوری، آفرید و خلقت به فرمان او تمام و کامل شد و همگی به طاعتش اقرار کردند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|





